X
تاريخ : سه شنبه 7 آذر 1391 | نویسنده : مامان ماهان
بازدید : مرتبه


فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز



موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 27 تير 1392 | نویسنده : مامان ماهان
بازدید : 276 مرتبه

در تاریخ 2/4/92 تونستی به تنهایی راه بری

چند ماهی بود که دستت رو به دیوار میگرفتی و راه میرفتی که بالاخره در سن 15 ماهگی توی مسافرت راه افتادینیشخند

مبارکت باشه پسر خوشگلم...ماچ



موضوع :
تاريخ : سه شنبه 25 تير 1392 | نویسنده : مامان ماهان
بازدید : 277 مرتبه

امروز بعد از 4 ماه اومدم که خاطراتت رو بنویسم ، از عید تا حالا به وبلاگت سر نزده بودم

چند روزه اول عید اهواز بودیم که خیلی خوش گذشت و چون هوای اهواز عید خیلی خوبه هرشب با دایی ها و خاله های شما بیرون بودیم.

ششم فروردین هم حرکت کردیم به سمت تهران و تولد شما رو هم همونجا خونه ی مامانبزرگ بابا هومن گرفتیم ، ولی زیاد مفصل نگرفتیم چونکه بابابزرگ بابا هومن چند ماهی میشد که به رحمت خدا رفته بود

 

مدتی هم بود که میخواستیم پراید بخریم که بازار خراب شده بود.بالاخره اردیبهشت ماشین خریدیم و شما همش باید با ماشین برید ددر

راستی اوایل علاقه ی زیادی به ماشین داشتی که تازگی ها به شدت عشق موتور شدی

خرداد ماه هم به همراه بابا بهمن اینا همگی رفتیم ملایر که خیلی خیلی خوش گذشت ، چند روزی هم رفتیم تهران که شما پس از چند ماه تاخیر خدا رو شکر راه افتادی و الان دیگه حاضر نیستی بشینی و همش میخوای راه بری

 

 



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 5 فروردين 1392 | نویسنده : مامان ماهان
بازدید : 303 مرتبه

باز بهار اومد، زيباترين فصل خدا، فصل نو شدن و زنده شدن طبيعت...

امسال اولين عيد نوروزيه كه شما پسر كوچولوي خوشگل در كنار ما هستي

پارسال هنوز به دنيا نيومده بودي.هنوز چشماي نازت رو به روي اين كره ي خاكي باز نكرده بودي

در يازدهمين روز از زيباترين ماه خدا يعني فروردين شما بدنيا اومدي...هوراهوراهورا

امروز چهارم فروردينه و مامان منير اينا از اول عيد رفتن تهران

ما هم كه هنوز اهوازيم و قراره ششم بريم تهران

اين چند روزه هم كه همش نهار و شام با دايي ها و خاله ها يا جاده ساحلي بوديم يا پاركچشمک

ديگه واقعا خسته شديم . شما هم كه نگو...خوشمزه الانم از خستگي خواب تشريف داريد

دقيقا يك هفته ديگه تولدته و وارد دومين سال زندگيت ميشيهورا

از همين الان تولدت رو تبريك ميگم پسر گلم

بوووووووووووووووووووووسسماچ



موضوع : يازده ماهگي
تاريخ : جمعه 18 اسفند 1391 | نویسنده : مامان ماهان
بازدید : 293 مرتبه

واي خدا جون چقدر اين روزا تند تند ميگذرن و پسر كوچولومون داره هر روز بزرگ و بزرگتر ميشه...

خداجون ازت ممنونيم به خاطر همه ي نعمتايي كه به ما دادي ولي ما قدر هيچكدومشون رو نميدونيم

شكرت خداجون

ماهان جون توي اين ماه هنوز داري سينه خيز ميري

هنوز 4 تا دندون خوشگل داري

پيشرفت هاي ماه 11 :

خدارو شكر ديگه دستت رو به همه چي ميگيري و بلند ميشي ( مبل و پشتي ...) كلا خيلي شيطونتر شدي (هزار ماشاالله)

چند روزي هم ميشد كه به حالت چهاردست و پا ميشدي ولي بلد نبودي حركت كني

بالاخره امشب تونستي يه خرده پيش بري و 4 قدمي چهار دست و پا رفتينیشخند

بوووووووس كردن رو هم ياد گرفتي و تا ميگيم بوس كن تند تند بوس ميكني

تا ميگيم ماهان الو كن موبايل يا تلفن رو بر ميداري و ميزاري در گوشت و مثلا برا خودت حرف ميزني

ديگه براي خودت رقاص حرفه اي هم شدي و در تمام حالات چه نشسته چه خوابيده تا صداي آهنگ يا هر چيزي كه ريتم داشته باشه رو بشنوي شروع ميكني به رقصيدن

وزنت هم توي اين ماه 9/5 شده بود

توي اين سه ماه خيلي كم وزن زياد كردي فكر كنم چون فعاليتت خيلي بيشتر شده و حتي 1 دقيقه هم آروم نميموني

بوووووووووووس

 



موضوع : يازده ماهگي
تاريخ : يکشنبه 22 بهمن 1391 | نویسنده : مامان ماهان
بازدید : 288 مرتبه

بايد ببخشيد كه عكسها كيفيت خوبي ندارن آخه با گوشي گرفته شدن

 

آخ كه فداي خوابيدنت بشم

 

حالا همه با هم دس دس دس دس

ماهان دوچرخه سوار ميشود

ماهان و شايان پسر داييش كه پنج ماه از ماهان بزرگتره

 



موضوع : ده ماهگي
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 14 صفحه بعد